چهارشنبه , اسفند ۷ ۱۳۹۸
صفحه اصلی / نقدها / سریال / نقد و بررسی سریال THE WITCHER / جادوگر

نقد و بررسی سریال THE WITCHER / جادوگر

نقد و بررسی سریال THE WITCHER / جادوگر

نقد و بررسی سریال witcher که اولین فصل خود را در شبکه نتفلیکس به نمایش گذاشت نشان داد کاستی های فراوانی دارد و نتوانسته بود انتظارات را برآورده کند.سریال witcher یا جادوگر از همان روزهایی که خبر ساختش به گوش رسید انتظارات زیادی را برای بییندگان ایجاد کرد.این سریال که از روی بازی witcher تولید شده است داستان گرالت ریویایی، شکارچی دوره‌گرد هیولا (با بازی هنری کویل)، در اطراف شهرها سرگردان است و هیولاها را شکار می‌کند؛ درحالی‌که تقریبا تمام افرادی که می‌بینندش به او ناسزا می‌گویند. از طرف دیگر، یک دختر زیبا به اسم ینفر (با بازی آنیا چالوترا) متوجه می‌شود که قدرتی جادویی دارد. همچنین، شاهزاده سیریلا وارث سینترا در حال فرار از ارتشی است که خانواده او را قلع‌وقمع کرده‌اند. …

the-witcher-series-poster

فصل اول سریال می شود فقط یک معرفی از دنیای witcher نامید, که با توجه به تکنیک های پر چالش جلوهای ویژه سریال نتوانسته آن دنیای فانتزی مد نظر را برای بییندگان به ارمغان بیاورد.خیلی ها از این سریال بعنوان “بازی تاج و تخت” جدید یاد می کردند ولی تصمیمات عجولانه ی سازندگان witcher این سریال را تا حد بسیار زیادی پایین آوردند.عدم انسجام فیلمنامه و خط های داستانی مختلف که در زمان ها و مکانهای اشتباهی روایت می شود باعث ایجاد سردرگمی برای بینندگان شده است.وقتیکه در قسمت های بعدی به یک خط داستانی میرسیم با سر زدن به گذشته و حال باز هم بیننده را گیج می کند و نتیجه ی آن مختل شدن روند دریافت داستان برای بینندگان عام است.در هر اپیزود صحنه های وجود دارند که به لحاظ زمانی فاصله ی زیادی با یکدیگر دارند و هیچ ربطی به هم ندارند اما با این وجود سازندگان باید با اعمال یک سری ویرایش ها سعی کرده اند که بین این صحنه ها ارتباط ایجاد کنند.

بررسی ها نشان می دهد هر موقع که می‌خواهید یک قسمت جدید را تماشا کنید، انگار قسمت  قبلی را جا انداخته اید و سریال نیز هیچ تلاشی برای همراه سازی مخاطب نمیکند چرا که به دلایلی نامشخصی سازندگان سریال فکر کرده اند که مخاطب با نهایت دقت و حوصله می‌نشیند تا ببیند داستان از چه قرار است.

the-witcher-series-poster

عدم شخصت پردازی سریال جادگر مشکل عمده دیگر این سریال است,کلیه شخصت های سریال به هیچ عنوان شخصیت پردازی نشده اند و سازندگان طوری رفتار کرده اند که انگار همه بازی witcher را انجام داده اند و یا کتاب آنرا خوانده اند.وقتیکه از ساخت یک سریال در مدیوم جهانی می شود باید در نظر گرفت یک ایده را از صفر میسازید و همه ی اجزا باید به خوبی معرفی و در جای مناسب قرار بگیرند.بهتر بود فصل اول آرامتر شروع و به پایان می رسید و فقط به معرفی شخصیت خها می پرداخت.با معمای هیولای «استریگا» مواجه هستیم، شخصیتِ تریس مریگولد هم اینجا وارد داستان می‌شود، تریسی که انتخابِ بازیگرش قابل تامل به نظر می‌رسد. تنوع نژادی که در سریال میبینیم که در حالی که داستان بر پایه اسطوره های اروپای شرقی و اروپای مدیوال است که کمتر رنگین پوستی در این مکانها حضور داشته است

معمای هیولای استریگا یکی از نکات مثبت سریال است و تا حدودی توانسته کششی را برای ببینده به ارمغان داشته باشد که با نقد های مثبتی همراه بوده است.البته از بازی نسبتا خوب هنری کویل نباید گذشت و هنر شمشیر بازیش او را در این امر خیلی کمک کرده است.سکانس‌های مبارزه با شمشیر، سبک مبارزه جادوگر را با جذابیت فراوانی نشان می‌دهند درحالی‌که استفاده از جادو به شکل ظریف و هوشمندانه‌ای همراستا با آن قرار می‌گیرد.تقریبا فقط بازیگران نقطه قوت این سریال هستند و می توانند کمی با مخاطب درگیر شوند.همچنین هیولاهایی که گرالت با آنها مبارزه می‌کنند نیز به خوبی پردازش شده اند. ناگفته نماند که علاوه بر پرفورمنس عالی سه بازیگر اصلی این سریال، بازیگران فرعیِ سریال نیز عملکرد بسیار درخشانی دارند. برای مثال Joey Bateyبرای ایفای نقشJaskierبه واقع شایسته ی تمجید و ستایش است. این کاراکتر بسیار کاریزماتیک، با استعداد و سرشار از زندگی است. او به هر صحنه حس و حال خلصی می‌بخشد و شخصیتش دقیقاً با شخصیت گرالت در تضاد است و این کنتراست باعث شده است که شاهد صحنه های جالبی در طول سریال باشیم. از موسیقی آن نباید گذشت که در هیچ صحنه ای تکرار نشده است و توانسته بعضی از حس ها را به بیننده القا کند و توانسته همراهی خاص با نور پردازی داستان داشته باشد.

the-witcher-series-poster

قطعا سریال witcher با عدم موفقیت هایی در ارائه داستان و شخصیت ها داشته است اما بازهم توانسته بیینده را با تکیه بر دنیای منحصر به فرد خود نگه دارد و کشش لازم را برای دنبال کردن این سریال ایجاد نماید.سعی می کنیم این ضعف های داستانی و روایی را به پایه فصل اول بودن سریال جادگر بیاندازیم و امیدوار باشیم نویسنده و کارگردان ,خود را به سطح سایر اجزای سریال برسانند و از فرصت این دنیای غنی استفاده کنند و اثری ماندگار را تولید نمایند.

قطعا سریال با عدم موفقیت فعلی در ارائه‌ی مواردی همچون پیام‌های قابل‌توجه حاضر در منبع اقتباس به مخاطب و کمبودهای دیگر نام‌برده در این نوشته لیاقت زیر سؤال رفتن از برخی جهات را دارد. اما در پایان، «ویچر» در همه‌ی بخش‌های دیگر نیز بسیار خوب است؛ در حد و اندازه‌ای که طی سطح بالاترین دقایق و سکانس پایانی آن به یاد صحبت‌های شاعرانه‌ی ژاکیر با بازی جویی بیتی یا همان دندلاینِ خودمان بیافتیم و احتمالا بگوییم که به‌عنوان عضوی از سرزمین فراوانی، فصل اول «ویچر» احتمالا لیاقت این را دارد که چهار سکه از پنج سکه‌ی ممکن را به سمتش بیاندازیم.

 

منبع : نقدیو

این مطالب را نیز ببینید!

1917-movie-sam-mandes-poster

نقد و بررسی فیلم ۱۹۱۷ /حماسه ای مدرن

نقد و بررسی فیلم ۱۹۱۷ /حماسه ای مدرن فیلم ۱۹۱۷ از آن دسته فیلم هایی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *