جمعه , اسفند ۹ ۱۳۹۸
صفحه اصلی / تریلرها / نقد و بررسی فیلم کلاسیک ۱۲ANGRY MAN
12 angry man classic movie

نقد و بررسی فیلم کلاسیک ۱۲ANGRY MAN

نقد و برسی یکی از بهترین و چالش برانگیرترین فیلم های کلاسیک دنیا, با فیلمی رو به رو هستیم که در نوع خودش بینظیر است و از همان ابتدا مخاطب خودش را به خود جذب میکند و هر کدام از ۱۲ نفر خودشان را به خوبی  به ما معرفی میکنند . فیلم یک درام دادگاه است و در دوره سقوط بخش هایی از قانون اساسی قرار دارد زمانیکه قانون اجازه به متهم را میدهد ولی افراد با بی میلی از کنار آن رد میشوند و اجازه به شخص را نمیدهند.این فیلم کلاسبک در یک اتاق کوچک در گرمترین روز سال اتفاق می افتد و ۱۲ نفر باید سزنوشت یک جوان را تعیین کنند.همه ی نشانه ها در ابتدای فیلم به گناهکار بودن متهم صحه میگذارند حتی قاضی که بسیار حوصله ش سر رفته و یا وکیل مدافعی که هیچگونه تلاشی برای تبرئه متهم نمیکند. اظطراب زمانی به ببینده القا میشود که یک نفر به بی گناهی پسر رای میدهد در مقابل ۱۱ نفر دیگر میایستد. بیننده کم کم با شخصیت دیوید همراه میشود و او را تحسین میکند و گویی با او همراه میشود و به فکر می افتد که چگونه پسر را تبرئه کند و هر بار که دیوید میتواند کسی را متقاعد کند ببیننده خوشحال می شود و خود را پیروز میدان میبیند , این قدرت کارگردانی و فیلمنامه است که اینگونه ببینده را درگیر فیلم میکند درامی که در عین حال داستانی کوچک و قانع کننده دارد ببینده را فراتر میبرد و به هیئت منصفه میرساند.

12angry man classic movie

متهم را فقط یک شات کوتاه میبینیم ولی در همین شات کلی هست به نظر میرسد نه قومی دارد و نه عضو گروه خاصی است او میتواند ایتالیایی یا ترکیه یا حتی انگلیسی باشد و در چشمانش فقط خستگی و اضطراب را مشاهده میکنیم. در اتاق هیت منصفه وقتی جورو با نژاد پرستی تمام میگوید “شما می‌دانید این افراد چگونه دروغ می‌گویند” حالا حتی متهم سیاهپوست هم نیست این نژاد پرستی حاصل شکاف عمیق طبقاتی در دوره مدرنیته است و نه از سر حقیقت, با اینکه بعضی به گناهکار بودن متهم رای داده اند ولی باز هم اطمینان کافی ندارند و از اضطراب حتی نمیتوانند بشینند

12angry manفیلم شکی را به اثبات میرساند که قانون آن را رد کرده بود ولی زمانیکه پشت این شک یک منطق نهفته باشد قانون را هم میتواند دور بزند.جایی که متهم فقط در یک عکس کوتاه دیده شده‌است؛ جایی که منطق، احساس و تعصب برای کنترل میدان مبارزه می‌کنند. این شاهکاری از سبک خاص در زندگی اجتماعی است.هنری فوندا شخصی ا ست که تا سال ها فردی روشن فکر که عضوی از هیئت منصفه است و شخص بیگناهی را نجات میدهد در ذهن بینندگان ماندگار شده است در عین حال این شخصیت کاملا طبیعی , احساسی و تاثیر گذار است وی بطور عجیبی نوآوری خودش را در نقص مدارک و کمبود های دادگاه در پیش میگیرد و در ادامه در ذهن بعضی دیگر از اعضا چراغی روشن میشود و خود بدنبال کشف حقیقبت میپردازند.
فیلم آینه تمام نمای دهه ۶۰ امریکا و انسان مدرن است که در آن هر شخص نماینده طبق اجتماعی خود است و تجربیات و تعصبات خاص خود را دارا میباشند و همین تعصبات است که باعث جدایی طبقات مختلف شده اند و در اتفاقات گوناگون از هر طبقه درک منحصر به خود را دارند.از همین رو است که کسی نام دیگری را نمیداند و کسی به این ندانستن هم اهمیت نمیدهد. مورد مشترک تمامی طبقات این است که از مشکلات اجتماعی ,خشونت,قتل,دزدی و … چشم پوشی میکنند و به راحتی صورت مساله را پاک مینمایند و راحترین کار را انجام میدهند و آن هم فرستادن مجرم به پای چوبه دار است .
نقد فیلم بیشتر نقد اجتماعی آن دوران از جامعه است .ماجرای پنکه به خوبی به این مورد میپردازد هیچکس زحمتی به خود نمیدهد تا آن را روشن کند.فکر کردن در فیلم بحثی است که دیوید آنرا مطرح میکند پازل گمشده انسان مدرنیته امروزی کمی تعقل و تامل کردن در مقابل اتفاقات زندگی است و نقد همیشه عجله داشتن برای رسیدن به چیزی که فقط نامش زندگی است. با اینکه این فیلم نگاهی انتقادی به سیستم قضایی دارد که  دادگاه در یک فضای کاملا سرد و بسته برگذار شد و گویی همه منتظر بودند حکم مشخص شود و همه از آن فضا فرار کنند نشان میدهد اگر قانون بدرستی اجرا شود میتوان به عدالت رسید و نمای اول فیلم که ستون های مستحکم دادگاه را نشان میدهد را تصدیق نماید. دیوید آن وکیلی است که باید پسر میداشت و بخاطر سیستم معیوب و ناکارمد قضایی پسر از آن محروم شده بود12 angry man

کارگردانی فیلم بسیار خوب بوده است همین بس که تمام فیلم در یک اتاق است و فیلم روی دیالوگ پیش می رود و تا آخر شما را جذب میکند و کلیه نقد های انجام شده مثبت باشد و منتقدان پا را فرای نقد فیلم ببرند.بهترین خصوصیت فیلم های کلاسیک همین دیالوگ محور بودن و قصه گویی است. در طول فقط ۹۵ دقیقه هیات ‌منصفه همگی به لحاظ شخصیت، پیشینه، مشاغل، پیش‌داوری‌ها و حتی احساسات درونی تعریف می‌شوند و تمامی مدارک را به حزئیات در جای درست خود شرح می دهد.  کارگردان به خوبی با لنزها بازی میکند ,در ابتدای فیلم ما فضای باز از اتاق را مشاهده میکنیم و کم کم با توجه به رای گیری ها نماها بسته و بسته تر میشود.این بازی با لنز ها به خوبی تفاوت تئاتر و سینما را نشان میدهد ,با اینکه کل فیلم در یک دکور است اما بازی با لنز ها و زاویه ها کاری میکند که فیلم جذاب تر شود و مانند یک تئاتر برای ببینده نشود. این فیلم مانند یک کتاب درسی برای علاقه‌مند به کارگردانی است این که چگونه انتخاب لنز بر حالت تاثیر می‌گذارد و بازی می‌کند. با کاهش تدریجی دوربین،سیدنی لومت یک اصل دیگر از ترکیب را نشان می‌دهد: یک دوربین بالاتر تمایل به چیره شدن دارد، یک دوربین پایین‌تر قرار است تحت سلطه قرار گیرد. وقتی فیلم شروع می‌شود، ما به شخصیت‌های فیلم نگاه می‌کنیم، و این زاویه نشان می‌دهد که آن‌ها می‌توانند درک و مهارت داشته باشند. در پایان، آن‌ها بر ما سایه می‌اندازند، و ما احساس می‌کنیم که به طور موثر یک مرد از هیات‌منصفه    (فوندا)که اغلب در فیلم با نمای کامل او را دیده ایم بر همه تاثیر گذاشته است. سیدنی لومت جزو معدود کارگردانی است که به شعور مخاطب احترام میگذارد و از پس مسایل به سادگی نمیگذرد.

 

 

منبع:نقدیو

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *