جمعه , اسفند ۹ ۱۳۹۸
صفحه اصلی / نقدها / فیلم / نقد و بررسی فیلم داستان ازدواج/Mmarriage Story

نقد و بررسی فیلم داستان ازدواج/Mmarriage Story

نقد و بررسی فیلم داستان ازدواج/ Mmarriage Story

نقد و بررسی فیلم داستان ازدواج در مورد خانواده و از نگاهی ضد خانواده که در هیاهوی فیلم هایی مثل جوکر و ایرلندی گم شده است.فیلمی به شدت درگیرانه و سرگرم کننده که حول محور خانواده و قضاوت میگذرد و نقد تصمیم هایی است که ممکن همه در زندگی گرفته باشیم.فیلم در مورد ازدواج نیست, در مورد طلاق است و اینکه چگونه اتفاق می افتد , چه معنی دارد و از همه مهمتر چه عواقبی را بهمراه دارد.

خلاصه داستان  Marriage Story 2019درباره یک زن و شوهر با نام های نیکول (اسکارلت جوهانسون) و چارلی (آدام درایور) است که درگیر اختلافاتی هستند که آنها را به سمت جدایی و طلاق سوق می دهد, که باعث می شود نگاه آنها به زندگی عوض شود

Marriage-Story-film-review

بررسی ها نشان می دهد بومباک این جا، یک ازدواج را وسط می‌گذرد و تا جایی که امکان‌اش هست، در آن دقیق می‌شود تا به‌نتیجه‌ی مورد نظرش برسد: “باهم بودن جهنم است، اما آدم‌های تنها که اصلن زنده نیستند”. فیلم قصه‌ی آدم‌هایی است که نه‌باهم می‌توانند زندگی کنند و نه بدون هم. بخش‌هایی از وجود همدیگر را دوست دارند و بخش‌هایی هم هست که از یکدیگر متنفرند. و در مسیر این دور شدن و نزدیک شدن‌های متوالی، به‌خودشان زخم می‌زنند و این زخم وامانده را، آن‌قدر دستکاری می‌کنند تا گندش دربیاید.و البته باز حیف که بخش مربوط به‌دعواهای حقوقی قصه که قرار است نقد هایی از روند دادرسی طلاق در آمریکای امروز به‌حساب بیاید، بخش زیادی از میانه‌ی فیلم را به‌خودش اختصاص داده است.

نوا بامبک کارگردان فیلمMarriage Story که دومین فیلم بلندش محسوب می شود, توانسته جهش خوبی نسبت به جایگاه تازه کاریش داشته باشد و فیلمی تامل برانگیز با کیفیت خوبی بسازد.بامبک توانسته شخصیت پردازی را به خوبی شکل بده بطوریکه بتوان با شخصیت ها همزاد پنداری کرد.شخصیت درایو که یک کارگردان تئاتر است که در اول به شکل شل و بیخیال نشان می دهد و سپس که به خود می اید و می بیند که طلاق جدی است, سفت و محکم می شود  و برای زندگی خود میجنگد تا هرآنچه که بر سر غفلت رفته دوباره باز گردد.اما اسکارلت جوهانسون که با جزئیات بسیار زیاد است و یک زن پر انرژی که همه کار برای زندگی کرده است و در عوض انتظارش برای جبران از خود گذشتگی هایش بی نتیجه می ماند.او زنی است که تقلا می‌کند تا صدای خودش را به گوش بقیه برساند و روی پای خودش می‌ایستد تا دوباره به خواسته هایش برسد ولی هیچ وقت نسبت به راهی که انتخاب کرده است قانع نمیشود.دوربین و کارگردان همواره در فیلم همراه چارلی هستند و گویی به او حق می دهند ولی بازی خوب اسکارلت میتواند تعادل را حفظ کند و بدون دلیل نیست که جز نامزدهای جشنواره گلدن گلوب شده است.

 Scarlett-Johansson-and-Adam-Driver

فیلم داستان ازدواج توانسته دو بازی بسیار خوب از درایور و اسکارلت جوهانسون به نمایش بگذارد.آنها توانسته اند حسی که موجود در فیلم را به زنان و مردان تماشا کننده فیلم به تفکیک القا کند, بطوریکه هر بیننده فیلم میتواند قضاوت های و تجربیات متفاوتی به ذهن بیارد.بازیگران توانسته عشق و نفرت و پشیمانی را به خوبی نشان دهند, در صحنه ای مجادله ی دو شخصیت را میبینیم که در عین کشمکش و جنجال همچنان عشق درونی آنها را می بینیم, که امید به معجزه ای دارند که اتفاق نمی افتد. کارگردان علاوه بر بازی که از بازیگران گرفته ولی به هیچ وجه آنها در فیلم رها نمی کند و نمی گذارد از منظومه فیلمنامه خارج بشوند.

کارگردان از چیزی دریغ نمی‌کند، و یک مصیبت شخصی را از دل خاک بیرون می‌کشد، مساله ای که بیشتر مردم جرئت ندارند تا دوباره با آن مواجه شوند و حتی در مورد آن صحبت کنند. چاقوی کوچکی که نیکول به چارلی داده است و او دستش را با آن می برد و در عین حالی که ادعا می کند بی خطر است استعاره ی جالبی است از توجه زیاد نیکول به بچه که ممکن است به نظر همه کم اهمیت جلوه داده شود ولی وجود همین مساله و غفلت نیکول باعث می شود چارلی دچار لغزش شود به نیکول خیانت کند.

دعوای زن و شوهر قصه در دو سوی آمریکا: یکی از تئاترهای روشنفکری خیابان‌های شلوغ نیویورک، و یکی متعلق به آفتاب کالیفرنیا و برنامه‌های مفرح‌اش.انگار دعوای دو شخصیت اصلی، برخورد دو فرهنگ متفاوت در آمریکای امروز هم هست و فرزند/کشوری که می‌خواهد این دو تا را به‌هم نزدیک کند. آمریکایی که در عصر دانلد ترامپ، این دو وجه مختلف فرهنگی‌اش، دورتر و دوپاره‌تر از همیشه به‌نظر می‌رسند. و ایده‌ی بومباک، همچون “روزی روزگاری در هالیوود” آقای تارانتینو که به‌شکل دیگری بااین ایده دست‌وپنجه نرم می‌کند، نزدیک‌تر کردن دو فرهنگی است که دلایل فراوانی برای دور ماندن از همدیگر دارند و چرایی این عدم نزدیکی نقدی است که دو کارگردان بر سیستم حاکم دارند.

 Scarlett-Johansson-and-Adam-Driver

داستان ازدواج به خوبی به ما نشان میدهد که ممکن است وکلای خانواده که به این مسیر قدم میگذارند فکر میکنند می توانند پیروز شوند ولی در آخر مسیر طلاق, چیزی به نام پیروزی نیست بلکه شکستی است برای یک نسل.فرزند آنها که شکست خورده ی اصلی مساله طلاق است در بین این کشمکش ها دیده می شود که هیچ کس از او نظر واقعیش را نمیخواهد و به نوعی کودک پاداش پیروزی است. پاداشی که آینده اش قطعا دست خوش تغییرات تلخی خواهد بود وقتیکه خانواده منسجم نداشته باشد.

فیلم داستان ازدواج به خوبی به مساله نگاه دیگران در این راه هم می پردازد,ممکن است برای ما هم اتفاق افتاده باشد که وقتی مساله طلاق برای کس دیگری اتفاق می افتد خیلی سطحی از کنار آن می گذریم و ممکن است نسخه هایی برای آن تجویز کنیم ولی وقتیکه برای خودمان اتفاق بیافتد به معنای واقعی با یک بحران تمام عیار طرف می شویم.در یک لحظه ای که می خواهند به نوعی مصالحه کنند، «چارلی» تنش را حس می‌کند، به یک اتاق می‌رود تا با «برت اسپیتز» مشاوره کند. این وکیل به مانند یک پیرمرد خوش برخورد و پرحرف است و به شکلی جالب صحبت‌هایی بی‌ربط و شلخته را در مورد برنامه‌های یک زن برای سپری کردن تعطیلات در رم را به زبان می‌آورد. «چارلی» به شکلی نگران گوش می‌دهد ولی نهایتا تصمیم به متوقف کردن او می‌گیرد. او می‌گوید: «ببخشید، برت، آیا من دارم واسه این جوک پول میدم؟» و بله، البته که او دارد این کار را انجام می‌دهد؛ خود «نیکول» هم به همین ترتیب. زمان به سرعت می‌گذرد. هزینه‌ها مدام بالا می‌رود. در نهایت، جوک به سمت خود آن‌ها نشانه رفته است.آنها نباید توقع همدردی در این قضیه را از کسی داشته باشند و بدنبال به اصطلاح پیروزی باشند.

 

منبع : نقدیو

 

 

این مطالب را نیز ببینید!

1917-movie-sam-mandes-poster

نقد و بررسی فیلم ۱۹۱۷ /حماسه ای مدرن

نقد و بررسی فیلم ۱۹۱۷ /حماسه ای مدرن فیلم ۱۹۱۷ از آن دسته فیلم هایی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *